صد و چهل و شش‌اُم


وقت‌هایی که سرم را می‌آورم بالا و می‌بینم که از روبرو نزدیک می‌شوی و با غمی که ته نگاهت جا خوش کرده نگاهم می‌کنی و نگاهت را می‌گیری و گوشی را از جیبت بیرون می‌کشی و سرت را گرمِ صفحه خالی‌اش می‌کنی و وقت‌هایی که سرم را می‌آورم بالا و می‌بینم که از روبرو نزدیک می‌شوی و سرم را برمی‌گردانم سمت بغل دستی‌ام و وانمود می‌کنم که همه حواسم به حرف‌های کم اهمیتی‌ست که او می‌زند...
همین روزها باید روبرویت بایستم، چشم بدوزم به نگاهت و بگویم که مهربان، امید نبند به این خانه‌ پوشالی.
۰ ۳
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog