صد و چهل و سوُّم


طوری ناراحت بودم که انگار کسی همه انرژی وجودم را کشیده بیرون و ریخته دور. خالیِ خالی. گفتم "کار اشتباهی نکرده؟" یک جور استفهام انکاری محض، از فرط درماندگی. گفت "به این فکر می‌کنم که خودش می‌فهمد اشتباه کرده؟"

بعد هی توی ذهنم تکرار شد: خودمان می‌فهمیم که اشتباه کرده‌ایم؟
۰ ۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی