صد و چهل‌اُم

+ وقتی یاد این می‌افتم که هفته سوم ازم انتظار می‌رفت اعتمادم نسبت به یک آدم کامل شده باشه و هفته چهارم، مهم‌ترین جمله‌ای که هیچ‌وقت شنیدنش رو نخواسته بودم و آرزوش نکرده بودم و حتا تصورش هم نکرده بودم، توی تلگرام برام فرستاده شده، وقتی یاد این می‌افتم که همه چی داشته به عجولانه‌ترین شکل ممکن پیش می‌رفته و من نشونه‌ها رو دیدم و پنیک کردم و متاسفانه تو وضعیت روحی و ذهنی مناسبی نبودم که رفتار درستی در مقابلشون نشون بدم، وقتی داشتم دست و پا می‌زدم برای این که از وضعیت سردرگم ذهنی‌م سر در بیارم و یه جوری نظم بدم به همه چیز و شروع کردم به حرف زدن راجع به خوب نبودنم و بهم گفته شده "خوب شو"، وقتی یاد همه اون موقعیت‌ها می‌افتم، دوست دارم خودمو دار بزنم. دار. 

۰ ۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog