صد و هفده‌اُم

جلوی آینه می‌ایستم و ساعت‌ها خیره می‌شوم به صورتی که هیچ‌وقت از آن متنفر نبوده‌ام. با صورتک حرف می‌زنم و موقعیت‌هایی را مجسم می‌کنم که باید در آن‌ها می‌بوده‌ام اما نبوده‌ام. گاهی لبخند می‌زنم، صورتک را چپ و راست می‌کنم، دست می‌کشم زیر ابروهای پرپشت، روی لب‌های بی‌رنگ، مژه‌های خیس و پلک‌های کبود. خیره می‌شوم و دنبال حس نابی می‌گردم که به نظر می‌رسد جایی در اعماق چشم‌هایم گم شده.


۰ ۳
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog