صد و دوازده اُم

انگار کسی آن بالا نشسته و در همه لحظه هایی که ته دلم خالی می شود و ناامیدی یقه ام را می چسبد و دانه های خیالات وحشتناک توی خواب های نه چندان آرامم پراکنده می شوند، مرا می بیند و پوزخند می زند و پوزخند می زند.

انگار کسی آن بالا نشسته و لبخند های یواشکی و خوشحالی های نامفهومم را می بیند و دست می کوبد روی پیشانی اش و با خودش می گوید چطور باید عبث بودنِ تمامِ این لحظات را به این آدم حالی کنم؟!

بلی. کسی آن بالا نشسته که دوستش ندارم و از دستش فرار می کنم و پناه می برم به خودِ خودم.

۱ ۲
Fa E||a
۲۹ ارديبهشت ۲۲:۳۶
تولدت مبارک عزیز جان :)
امیدوارم شاد و سرزنده و عاقبت بخیر و سلامت باشی، و دونه دونه برآورده شدن آرزوهاتو ببینی

پاسخ :

نمیتونم بگم چقد از دیدن این پیام خوشحالم
مرسی ازت؛)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog