صد و نه اُم: برای میم که داغ دارِ "او"ست

می پرسد: چکار می توانم برایش بکنم؟ نگاهش می کنم و می گویم کاری از دستمان ساخته نیست. مرگ همین است. می آید و آدم ها را با خود می برد به ناکجاآبادی لعنتی که پس از میلیاردها مرگ روی زمین، هنوز ناشناخته و دور است و نمی شود دست دراز کرد و گوشه لباسِ "او" را سفت چسبید و کشید تا به این دنیا بازگردد. نمی شود یادِ روزهای بودنش و صدایش و نگاهش افتاد و به این فکر نکرد که دیگر "او"یی نیست تا خاطره ای دیگر رقم بزند و بعدش داد نزد که آخ، امان از نبودن ها و داغ ها که عذابِ جان فرسایشان نایِ زنده گی را می بلعد و محو می کند. 

نگاهش می کنم و می گویم مرگ همین است. مرگ درست در نزدیک ترین لحظه ای که حتا تصورش ممکن نیست می آید و "او" را می برد و درد جانکاه نبودنش را می کارد توی دل ها و واقعیتِ تلخی را می کوبد توی صورت آدم؛ این که در مقابلش هیچ کاری از دستمان ساخته نیست...


+ اگر فرصت کردید و دوست داشتید، برای آرامش و شادیِ روحِ "او" فاتحه ای بخوانید، راهِ دوری نمی رود.

۲ ۲
رها مشق سکوت
۲۹ فروردين ۲۳:۳۸
خیلی سخته خیلی
روحش شاد باشه 

پاسخ :

اوهوم
خیلی ممنون
مهــ ـــسا
۲۶ فروردين ۱۱:۵۱
کاش با رفتنشان خاطراتشان را هم میبردند.

پاسخ :

اگه خاطراتشون رو هم نداشته باشیم دیگه زندگیب چ دردی میخوره؟:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog