نود و شش اُم

6 صبح، نشسته بودم روی تخت و زانوهایم را بغل کرده بودم و زل زده بودم به نقطه نامعلومی در تاریکی و درگیر احساسات و افکار ویران گرم بودم و تو نبودی و به روحیه هیتلر وارم فکر می کردم در روزهایی که دوستت ندارم و به فوران احساساتم در روزهایی که دوستت دارم و مدام با خودم تکرار می کردم که کار درستی کرده ام. بعد یاد دلتنگی بی نهایتم می افتادم و باز تو نبودی.

+ حشو رابطه مستقیمی با حالِ بد داره!
۰ ۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog