75th



مگر نه این که همه ما گاهی به شناختِ هولناک ترین تجربه هایِ دنیا فکر می کنیم؟ تجربه هایی که ممکن است به اندازه یک کتاب چهارصد صفحه ای در موردش شنیده باشیم، ولی حسی در دوردست هایِ ناخودآگاهمان تشنه آن تجربه است، تشنه مزه کردنش، تشنه این که بداند واقعا قرار است با همه چیزهایی روبرو شود که یک عمر درباره این تجربه ها شنیده؟ 

مگر نه این که یک روزهایی، حس کرده ایم باید پا روی تمام عُرف های خود ساخته مان بگذاریم و شیرجه بزنیم وسط دریایِ خروشانِ ناشناخته ها و کشف کنیم و یاد بگیریم و انجام دادنِ کارهایِ معمولی را موکول کنیم به زندگی هایِ معمولیِ بعدی؛ به زندگی هایی که شاید قرار نیست در آن ها با حدی مایوس کننده و تحقیر آمیز به اسم مرگ روبرو شویم. 

اما انگار همیشه بهانه هایی بزرگ تر برای فراموش کردنشان داریم. بهانه هایی برای ریسک پذیر نبودن، برای این که گاهی از تغییر روندِ تکراری و مداوم روزهایمان می هراسیم، از قضاوت های آدم های اطرافمان می ترسیم، و گویی همگی به قانون نانوشته ای پای بندیم که می گوید، زندگی باید با گونه ای از یکنواختیِ مقبولِ اکثریتِ آدم ها همراه باشد.

می خواهم بگویم دقیقا در لحظه هایی که ناخودآگاه تصمیم می گیریم بی خیال همه آن تجربه ها بشویم، فراموش نکنیم که شاید شادی واقعی قرار است زمانی سراغمان بیاید که عمیقا از تلاشِ هر چند کوچکمان برای همه آن تجربه های هولناک آگاه باشیم، حتا اگر با شکست مواجه شویم، حتا اگر تلاشمان با درد و ناراحتی آمیخته باشد. شاید!


+ می توانید از تجربه هایی که دوست دارید روزی سراغشان بروید، بگویید :)


۷ ۹
mahi siah
۰۶ مرداد ۱۸:۰۴
یه دوره ای هست 
وقتی قراره تعغیر کنی , وقتی نقطه ی عطف زندگیت میرسه اونموقعس که واقعن دلت میخواد تجارب متفاوت داشته باشی. 
من آدم تجربه گرایی بودم همیشه تو زندگیم البته تا حدودی هم لجباز:))
برای تجربه گرا بودن باید دل داشته باشی.فقط میتونم بگم کار سختیه . هم ممکن نتایج فجیع داشته باشه هم نتایج لذت بخش .
من خودم تجربه ای ک دوس دارم داشته باشم یکم فرا زمینیه:))
دلم میخواست جهان های موازی وجود داشت یا اگه وجود داره بتونم بینشون سفر کنم یه مسافر باشم با دو تا بال:)

پاسخ :

کاملا با حرفات موافقم!:)

+ جهان های موازی:) حتا فک کردن بهش به طور وحشتناکی هیجان انگیزه:)
رها مشق سکوت
۰۶ مرداد ۱۳:۰۶
دوست دارم مرگ رو تجربه کنم و دوباره زنده بشم

پاسخ :

شدنیه عاخه؟!:)
آبان دخت ...
۰۶ مرداد ۰۱:۰۶
اوخی...آره پانداها هم طفلکی و دوست داشتنین :))

پاسخ :

بامزن:))
آبان دخت ...
۰۶ مرداد ۰۰:۱۴
دوست دارم خدا رو بغل کنم :)))
دوست دارم یه روز...فقط و فقط یه روز نه بیشتر میلیونر بودنو تجربه کنم...اینکه تاکید می کنم به یه روز فقط برا اینه که فقط بفهمم چجوریه! نه دائما درگیرش باشم :)
دوست دارم یه گربه رو بغل کنم و بوسش کنم[که عمرا در حالت نرمال و دارای عقل بودنم چنین کاری کنم!!!فقط میگم ای کاش می شد :| ]
و...

در واقع همه ی آرزوهایی که داریم میشه چیزایی که دوست داریم تجربه کنیم :)

پاسخ :

منم دوس دارم بتونم ی روز ی پاندا رو بغل کنم و بوسش کنم:))
مداد رنگی
۰۶ مرداد ۰۰:۰۶
دوست دارم پرش از ارتفاع روتجربه کنم البته باطناب های محافظ مثل پرش ازیه صخره ی بزرگ.
بادام میخوادتویه ورزش یادرس یاهنر حرفه ای بشم.و حرفه ای بودنوتجربه کنم.

پاسخ :

منم وقتی نوجوون بودم، رویام این بود که یه موزیسین بزرگ بشم!
حیرانــ ـه
۰۵ مرداد ۲۳:۳۶
دوست دارم کما رو تجربه کنم :D
البته بهای سنگینیو باید بدم بابتش !! :)

پاسخ :

چه جالب! :)
بهار پاتریکیان D:
۰۵ مرداد ۲۳:۲۰
خیلی زیادن ! خیلی .. دوست دارم همه چیووووو تجربه کنم :))

پاسخ :

خوبه، امیدوارم یه دنیا انگیزه داشته باشی و تجربه های دلچسبی باشن برات:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog