60th

" میستر پفیستر می گوید می خوام فقط با کسی صحبت کنم. واژه ها به سختی به زبانش جاری می شوند، سنگین، کلمه به کلمه، در واقع بی ربط به هم.

با کسی. صحبت. نمی دونستم. نمی دونستم که برات وحشتناکه.

استلا آرام می گوید هست. وحشتناکه. من هم آدم مناسبی برای این کار نیستم. تقریبا با عطوفت این ها را می گوید. این رو درک کن، من آدم مناسبی برای این کار نیستم. باید کس دیگه ای رو پیدا کنی، ما با هم هیچ کاری نداریم، متوجه نمیشی؟ من اونی که فکر می کنی، نیستم. کاملا متفاوتم. 

چقدر غریب که آدم بگوید_اما من آدم مناسبش نیستم. نگاه دیگری را خیلی راحت پس بزند.

استلا فکر می کند من از کجا می دونم که آدم مناسبش نیستم، از کجا این رو آوردم.."


+ اول عاشقی، یودیت هرمان

+ ده بار؟ صد بار؟ هزار بار؟ دوست دارم حتا n بار دیگه بخونمش!

۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed by: Erfan Powered by: Bayan Blog